• شماره تماس آکادمی موسیقی سرنا :    32263647-026      32253482-026
  • آدرس آموزشگاه موسیقی سرنا  :  کرج ، میدان شهدا ، روبروی بانک ملی ، جنب برج نوا  
  • شماره تماس آکادمی موسیقی سرنا :    32263647-026      32253482-026
  • آدرس آموزشگاه موسیقی سرنا  :  کرج ، میدان شهدا ، روبروی بانک ملی ، جنب برج نوا  
  • شماره تماس آکادمی موسیقی سرنا :    32263647-026      32253482-026

موسیقی را چه کسی اختراع کرده است؟

تاریخ موسیقی

شناختن مبدأ و منشأ موسیقی اهمیتِ بسیار دارد زیرا کشف این نکته به شناسایی ماهیت موسیقی کمک بسیاری می‌کند، و به همین دلیل است که تاکنون دانشمندان و فلاسفه در این باره فرضیات متعددی ارائه کرده‌اند، که از میان آن‌ها هربرت اسپنسر، فریدریش نیچه، زیگموند فون هاوزگر و یوهان گوتفرید فون هردررا می توان نام برد.
در دوره‌های اخیر، دانشمندان و محققان، با تحقیق در احوال ملل ابتدایی وحشی و نیمه‌وحشی، طریق مطمئن‌تری برای تحقیق در این زمینه برگزیده‌اند. دانشمندان فرانسوی قبل از دیگران به مطالعه در این باره پرداختند.
نخست ژان ژاک روسو در اثر خود به نام فرهنگ موسیقی در سال ۱۷۶۷ و بعد از او دولابوردر کتاب تحقیقی درباره موسیقی قدیم و جدید در سال ۱۷۸۰ این بحث را آغاز نمودند. مردم سیاحت پیشه انگلستان نیز پس از فرانسوی ها به تحقیق درباره این موضوع پرداختند و در این اواخر، آلمانی‌ها تحت عنوان علم موسیقی سنجشی به این تحقیقات رونق و عمیق بیشتری بخشیدند.

اولین آلت موسیقی نی بوده است

شواهدی در دست نیست که انسان نئاندرتال با موسیقی آشنا بوده‌است؛ ولی تاریخ دانان پیدایش طبل و نی را از اندوگونس‌ها می‌دانند. اندوگونس‌ها در مناطق سرد و گرم و نی‌زار زندگی می‌کردند. معمولاً در مناطق گرم درختان میان تهی می‌روید. زمانی‌که باد از بالای نی‌ها می‌گذشت آوازهای خوش‌آیند بشر را متوجه نی می‌نماید. بشر برای اولین بار از نی آلت موسیقی می‌سازد. پرندگانی به نام دارکوب زمانی که توسط منقار خود در درختان می‌کوبیدند از آن درختان آواهای خوش آیند بدست می‌آمد و بشر فرا گرفت که با ضربه زدن چوب کوچک بالای چوب بزرگتر بخصوص درختان که میانشان خالی باشد، صداهای خوش‌آیند به دست می‌آید و بدین گونه طبل نیز اختراع شد.
 
 
در مراحل اول بشر طبل را به مثابه زنگ خطر در مواقع اضطراری و شکار استفاده می‌نمود. بعداً برای اینکه دیگران بدانند در چه خطر یا حالتی هستند انواع نواختن طبل‌ها را اختراع نمودند. در شب‌های تاریک با نواختن نی و طبل، آواز خوانی و پایکوبی می‌نمودند تا شب را با بیداری سپری نمایند. بدین‌ترتیب با نواختن نی وطبل در شب‌ها تجاربشان بیشتر گردید. در انتهااین موسیقی در مدت ۵۰ الی ۷۰ هزار سال به موسیقی امروزی تبدیل گردید.
 
 

پیدایش موسیقی در ملل

یونان

یونانی‌ها هِرمس (خدای بازرگانی و بازرگانان) را به شکرانه بخشیدن موسیقی ستایش می‌کردند. اما هِرمس خدای بازرگانی و بازرگانان بود و به نظر ما بعید می‌آید که بتواند با موسیقی سر و کاری داشته باشد؛ ولی از نظر دور نباید داشت که او در عین حال پیک و قاصد خدایان دیگر نیز بود.
قطعاً هنگامی که او ضمن گردش و سیاحت در ساحل دریای مدیترانه بود گاوی را که از برادرش آپولون به سرقت برده بود پوست آن را به روی پوستهٔ لاک‌پشت می‌کشد. همچنین، شاخ‌های این گاو را در محلی که دست‌های لاک‌پشت از پوست بیرون می‌آمده سفت می‌کند. سپس به‌وسلیهٔ تکه چوبی، ریسمان‌هایی را از بالای شاخ‌ها به داخل بدنهٔ پوست لاک‌پشت سفت می‌کند و شروع به ساززدن می‌کند و نام این ساز را "لیر" می‌گذارد.

چین

چینی‌ها خیلی پیش از این با موسیقی آشنایی داشتند. ۴۵۰۰ سال پیش از این، پادشاه مقتدری به نام هائونک تی فرمان داد تا موسیقی را اختراع کنند و چهچهه مرغان و زمزمه جویباران را سر مشق دانایان و خردمندان کشور خویش قرار داد.

ژاپن

در ژاپن روزی و روزگاری الهه خورشید قهر کرد و به پناهگاه خود خزید، مردم هر چه عقلشان را روی هم ریختند جز این حیله‌ای بخاطرشان نرسید که با سرودن الحان متوالی و پیوسته، او را به بیرون آمدن تشویق کنند، حتی امروز نیز در ژاپن به هنگام وقوع کسوف، مردم به خواندن آوازهای فوق‌العاده قدیمی متوسل می‌شوند.

ایران

از مهم‌ترین مُهرنگاره‌های خنیاگری (موسیقی) در جهان، باید از آنچه که در “چوغامیش” خوزستان برجای مانده، یاد کرد که در سال‌های ۱۹۶۱–۱۹۶۶ میلادی، یافت شده‌است. این مهرنگاره ۳۴۰۰ ساله؛ سیمایی از بزم رامشگران را نشان می‌دهد. در این بزم باستانی، دسته‌ای خنیاگر(:نوازنده) دیده می‌شوند که هر کدام، به نواختن‌سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران، نشان می‌دهد که آنها، نخستین دسته خنیاگران(:ارکستر) جهان هستند. در این گروه رامشگران، می‌بینیم که نوازنده‌ای “چنگ” و دیگری “شیپور” و آن دیگر “تنبک” می‌نوازد. چهارمین رامشگر در این میان، خواننده‌ای است که “آواز” می‌خواند.
 

آمریکای شمالی

یکی از قبایل آمریکای شمالی معتقدند که موسیقی از جانب یکی از خدایان به نام تسکانی پوکا مرحمت شده‌است و چنین می‌پندارند که او پلی از لاک‌پشت‌ها و نهنگ‌ها ساخته‌است که در موقع آواز خواندن و نوازندگی با استفاده از آن خورشید صعود می‌کند.
حبشه
حبشی‌ها نیز خدائی دارند به صورت کبوتر و از نظر آن‌ها این خداوند خواندن و نوشتن را به آن‌ها آموخته و موسیقی را به آنان ارزانی داشته‌است.

ژرمنی

در افسانه‌های ژرمنی هایمدال قاپچی آسمانها، شیپور غول آسائی دارد که آن را زیر شجره الحیات دفن کرده‌است و هرگاه آن را به صدا درآورد روز قیامت آغاز خواهد شد و او در آن روز همه خوانندگان و موسیقیدانان را در پناه خود خواهد گرفت و چون خود او نیز موسیقیدان و آواز خوان بوده‌است برای آنان شفاعت خواهد کرد.
بدین نحو تمام ملل قدیم تاریخ و داستان، پدید آمدن موسیقی را با قصه‌ها و افسانه‌ها در آمیخنه‌اند حتی در قرون وسطی نیز چنین می‌پنداشتند که موسیقی را یوبال پسر کاین اختراع کرده‌است.

ماداگاسکار

از طرف دیگر به آن دلیل که موسیقی را عطیه خدایان می‌پنداشتند، آن را وسیله نزدیک شدن به خدا یان و نیروهای ماوراءالطبیعه قرار دادند. با توسل به آن از طرفی چشم زخم و ارواح خبیثه را از خود می‌راندند، مرگ و بیماری را طرد می‌کردند و از انقلابات جوی و حریق احتزار می‌نمودند، و از طرف دیگر برای جلب عطوفت خدایان، نزول باران و برکت و باروری مزارع خویش دعا می‌کردند. یکی از مبلغین مذهبی به نام سبیره، صحنه‌ای از مداوای به وسیلهٔ موسیقی را که خود در ماداگاسکار ناظر و شاهد آن بوده‌است بدین شرح می‌دهد:
“روزی دوباره مراسم رقص برگزار می‌شد به طرز مخصوص جوال خانه را به صحن حیاط آورده در کنار یک سکه نقره‌ای توی هاونی چوبی گذاردند وروی هاون حصیری پهن کرده بیمارانی را که به طرز شگفت‌آوری بزک کرده بودند روی آن نشاندند، بعد طبل‌ها، گیتارهای بومی و فلوت‌ها را به صدا درآوردند. تمام ساکنین ده گرداگرد بیمار حلقه زده در حین آنکه زنان و دختران آوازی یکنواخت می‌خواندند مردان و کودکان پیوسته دست می‌زدند، در این موقع زنی که برای این موقع خاص برگزیده شده بود و از خاندان سرشناسی به نظر می‌آمد برخاست و برقص آغاز کرد. در همین احوال زنی که پشت سر بیماران پنهان شده با بیلی که در دست داشت به شدت بر صفحهٔ فلزی لبه تیزی که از طناب کهنه‌ای آویخته بود، ضربه می‌زد بدینطریق پهلوی گوش بیماران سر و صدای کرکنندهٔ وحشتناکی پدید می‌آمد. آنان گمان می‌داشتند بدین نحو می‌توانند روح خبیث را از بدن بیمارخارج کرده به جان یکی از رقص کنندگان بیندازند.
 
در جمیع این احوال که هر آن صدای طبل‌ها فزونی می‌گرفت، دست‌های بیشتری کوفته می‌شد و حنجره‌های تازه‌ای در آواز شرکت می‌کردند. هر دو بیمار با وجود آنکه صدای گوش خراش چندش‌آوری برخاسته بود همچنان ساکت و بی حرکت بر جای خود نشسته بودند. ناگهان با حال تعجبی که به من دست داده بود دیدم هر دو بیمار از جای خود برخاسته و در حلقه نوازندگان به رقص پرداختند"
نیروی محسورکننده اصوات تا بروز گارما نیز بر جای مانده و هنوز هم که هنوز است مردمی که در مراحل پائین تمدن هستند در بهار برای باوری مزارع و گاوهای خود با خواندن سرودها، دعا می‌کنند. آویختن زنگوله به گردن گاوهائی که به چرا می‌روند نیز به همین دلیل است.
در قرن اخیر نیز هنگامی که کاتولیک‌ها در کلیسا به عبادت مشغولند و صدای دلنواز ارگ طنین می‌افکند دستخوش جذبه وشور می‌گردند.
آنچه شرح داده شد تاریخچه‌ای بود از عقاید و افسانه‌های ملل قدیمی یا قبایلی که در مراحل پائین تمدن زندگی می‌کنند ولی باید متذکر بود که ما مردمی که در عهد سیادت علوم طبیعی زندگی می‌کنیم به هیچ وجه به افسانه‌های کهن به دیدهٔ تحقیر نمی‌نگریم بلکه می‌کوشیم زیبائی و حکمتی را که در این قصه‌ها نهفته‌است به بهترین وجه دریابیم.

موسیقی در زمان

وقتی که مردم از حال عادی خارج و دست‌خوش احساسات می‌گردیدند صدای خود را بلند می‌کردند و به اصوات کشش و دوامی دلخواه می‌دادند. در صحت این فرضیه تردید زیاد روا نباید داشت.
کارل شتومیف استاد سابق فلسفه دانشگاه برلین تاریخ شروع و آغاز موسیقی را از لحظه‌ای می‌داند که مردم ناگزیر شدند برای فهماندن منظور خود و فهمیدن منظور دیپران به اصوات متوسل شوند و به نظر او از همین اصوات است که علم موسیقی به معنای امروزی آن به وجود آمده‌است. مطالعه در موسیقی قبایل مختلف ممکن است ما را به کشف پیوستگی‌های نژادی که بین این قبایل موجود است راهنمایی کند.

سخن گفتن هنرپیشه‌ها روی صحنه در روزگار ما نیز به نوعی آواز می‌ماند، تغییر لحن واعظ واتخاذ لحن تازه‌ای هم همان آواز است، ملل قدیم نیز هنگامی که به نیایش خدایان می‌پرداختند مسلماً چنین می‌کردند، آنان در حال عبادت سخت تحت تأثیر هیجان و شوریدگی وادارشان می‌ساخت چیزی را که کلمات یارای بیان آن را نداشت اظهار کنند و استفاده از موسیقی برای هر فرد مجاز نبوده و حرفهٔ موسیقی دانی خاص کاهنان معبد، جادوگران و طبیبان گردید. اینان خواندن بسیاری از ترانه‌ها و نواختن برخی از سازها را به خود منحصر ساخته بودند. البته آشکار است که دیگران حق دسترسی به این سازها را نداشتند و حتی اگر چشم زنی به این سازها می‌افتاد واجب القتل شناخته می‌شد.
موسیقی نیز مانند خیلی از چیزهای دیگر در دست بعضی وسیله احراز تفوق و کسب امتیازات شد.
کشیشها می‌کوشیدند با انحصار موسیقی به خودشان سری میان سرها در بیاورند و مقام و وضعی استثنائی برای خودشان ایجاد کنند. بدین طریق پای موسیقی نیز که روزگاری عطیه خدایان بود در نبردی که به خاطر کسب قدرت و امتیازات طبقاتی درگیر بود کشیده شد.
 

موسیقی یا زبان

موسیقی در آغاز همان سخن گفتن بود که در آن هر صدائی کشش خاصی می‌یافت و زیر و بم شدن ناپایدار اصوات بعدها اندک اندک به وضع ثابتی گرائید، تحقیقات علمی صحت این نظریه را به ثابت نموده است.
بعدها پرسش دیگری پیش آمد که پرندگان چرا نغمه پردازی می‌کنند؟ برای دلربائی از جنس مخالف، انسان‌ها هم فقط به خاطر نیایش خدایان سرود نمی‌خواندند بلکه عشق و علاقه‌ای هم که به یکدیگر و جنس مخالف داشتند آنان را به اینکار تحریص و تشویق می‌کرد، و اما جلب مهر و محبت جنس مخالف ترانه سر دادن تنها منحصر به انسان‌های اعصار اولیه نیست ترانه‌های ملی قرون وسطی نیز همچون ترانه‌ها و سرودهای ملی و محلی کنونی همه و همه آوازهای عاشقانه هستند.
مردمی که این ترانه‌ها را ساخته‌اند به کمک الفاظی که به ندرت تعقید و پرده پوشی در آن دیده می‌شود کوشیده‌اند که یار را با خود بر سر مهر آورند. به گمان چارلز داروین، مهر ورزی و جفت جوئی مردم را بر آن داشته‌است که دست نیاز به سوی موسیقی دراز کنند و از این وسیله سحر آسا برای برآوردن حاجت خویش کمک گیرند.

پیدایش سازهای موسیقی

طبیعی‌ترین وسیله آواز، سینه و حلقوم طبیعی انسانی و ساده‌ترین وسیله ایجاد وزن، دست‌های آدمی است. انسان با برهم زدن دست‌ها وزن را نگاه داشته و نغمه‌ها و آهنگ‌ها را همراهی می‌کرده‌است. بعدها بشر از شاخ حیوانات و روئیدنیهایی که در دسترس داشت. سازهای بادی مانند بوق ونی اختراع کرد و با کمک حس شنوایی سوراخ‌هایی با توجه به معتقدات نجومی و اعداد مقدس در آن‌ها تعبیه نمود که اکنون به صورتهای گوناگون تکامل یافته‌است. همچنین انواع طبل‌ها و سازهای ضربی را اختراع کرد و درتکامل آن‌ها کوشید.
در کاوش‌های باستان‌شناسی، سازهای بادی وزهی مانند چنگ ونی را یافته‌اند که تاریخ آن‌ها به چندین هزارسال قبل از میلاد می‌رسد. در محوطهٔ باستانی کول‌فره نیز نقوشی از دف و چنگ مربوط به تمدن ایلام وجود دارد. بشر با اختراع سازها وادوات موسیقی از الحان و نواهایی که در ذهن اوحالت مطبوع و دلپذیر ایجاد می‌کرد، تقلید نموده و پیوسته در راه تکامل آن گام برداشته‌است.

در سال ۲۰۱۲ میلادی فلوت‌هایی از جنس استخوان پرنده و عاج فیل، در غاری در جنوب آلمان کشف شد، دانشمندان با استفاده از روش تعیین عمر کربنی، نشان داده‌اند که این فلوت‌ها بین ۴۲ تا ۴۳ هزار سال قدمت دارند. این سازها قدیمی‌ترین ابزار کشف شده موسیقی در جهان محسوب می‌شوند.
 
 

موسیقی چگونه به وجود آمد

موسیقى همزاد بشر است و وطن خاکى ندارد به همین ترتیب همه ملل و اقوام قدیم، چگونگی به وجود آمدن موسیقى را با افسانه و قصه درهم آمیخته‌اند. همیشه برای ما سوال بوده است که چه کسی یا چه کسانی چند سال یا قرن پیش اولین بار موسیقی را کشف یا اختراع کرده‌اند
شناختن مبداء و منشاء موسیقی به شناسایی ماهیت موسیقی کمک بسیاری می‌کند. به همین دلیل است که تاکنون دانشمندان و فلاسفه در این باره فرضیات متعددی داشته‌اند. عقل حکم می‌کند که موسیقی یکی از اختراعات انسان متمدن باشد؛ اختراعی که هم سرگرم‌کننده و با ارزش است و هم بیش از یک ضرورت اساسی زندگی برای خوشگذرانی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در شرایطی‌که قدمت تبرها به حدود یک میلیون و هفتصد هزار سال و نیزه‌های اولیه به حدود ۵۰۰ هزار سال گذشته بر می‌گردد، قدیمی‌ترین ساز موسیقی شناخته شده در جهان فقط ۴۰ هزار سال قدمت دارد.