• شماره تماس آکادمی موسیقی سرنا :    32263647-026      32253482-026
  • آدرس آموزشگاه موسیقی سرنا  :  کرج ، میدان شهدا ، روبروی بانک ملی ، جنب برج نوا  
  • شماره تماس آکادمی موسیقی سرنا :    32263647-026      32253482-026
  • آدرس آموزشگاه موسیقی سرنا  :  کرج ، میدان شهدا ، روبروی بانک ملی ، جنب برج نوا  
  • شماره تماس آکادمی موسیقی سرنا :    32263647-026      32253482-026

نگاهی به موسیقی محلی ایران 

موسیقی بومی ایران :

ترانه بومی در ایران از نظر فرم موسیقی به دو گونه بهره می شوند:
1) ازدیدکاه آئینی ترانه های بومی آوازی که بصورت دسته جمعی یا انفرادی خوانده می شوند.
2) رقص های محلی سازی که با سازهای محلی اجرا می شوند.

ترانه های محلی از نظر موضوع به چنددسته تقسیم میشوند:

1)ترانه های مخصوص تشریفات مختلف (عید نوروز،جشن ها ،تولد ها و.... )
2)ترانه های حرفه ای (کار )     3)ترنه های قهرمانی و حماسی     4)ترانه های عاشقانه
5)ترانه های توصیفی     6)ترانه های مذهبی         7)ترانه های سوگواری 
8)ترانه های کودکان و لالایی
امروزه در بسیاری از روستاهای ایران می توان از نوروز خوانی با آهنگ های بهاری و نوروزی که از آهنگ های زیبای محلی بشمار می رود و با رسم و رسوم برگزار می شود،نام برد، ریشۀ اینگونه آوین های خوش و ترانه های دلانگیز نوروزی را در آوین های پیش از باربد می دانند.
نوروزخوان ها که پیام آور پیک های نوروزی و نوبهاری هستند امروزه اصطلاحا "حاجی فیروز" نامیده می شوند ولی قبلا " آتش افروز خوانده می شدند.
حاجی فیروز ها امروزه مراسم نوروزی را ساده برگزار می کنند، ولی آتش افروز ها آن را با تشریفات بیشتری برگزار می کردند.
ایرج ملکی می نویسد:هنوز هم دربسیاری از روستاهای ایران ،نوروزی خوانها این پیک های نوروزی ،چند روز پیش از نوروز،به در خانه های مردم می روند و رسیدن نوروز و نو بهار را تهنیت می گویند. سرآهنگ و سررشت نوروزی خوانها، آوازی را در وصف بهار و بزرگداشت صاحب خانه می خواند و همین که به برگردان آهنگ می رسد نوروزی خوان های دیگر (که معمولا سه-چهار نفر بیشتر نیستند) با او همسرایی می کنند. این برگردان با یک آهنگ سنگین و دلنشین (در مایۀ دشتی) اجرا می شود و شنوندۀ آشنا را بی اختیار به یاد سرودهای باربدی می اندازد.         
نوروز خوان ها آوازه خوان های مردمی و محلی هستند که در هر دوره افزون بر بیان پیام های شادی بخش نوروزی به بیان مطالب و رویدادهای ناپسند سیاسی و اجتماعی پرداخته و در قالب طنز و ترانه های ظاهرا نوروزی و نو بهاری با بی پروایی حقایق و نکته های بسیاری را بازگو می کنند و پرده از نیرنگ ها و دورنگی های دلغکاران برمی دارند.
در برخی از نقاط ایران همچون اردبیل ،مشکین شهر و آذربایجان نوروز خوان ها با به حرکت در آوردن عروسک هایی که در دست دارند به خواندن می پردازند.
صادق هدایت در نیرنگستان، تحت عنوان جشن پیش از نوروز، آتش افروزها را گره سه نفری ضبط کرده " رخت رنگ به رنگ می پوشند " به کلاه دراز و لباسشان زنگوله آویزان می کنند و به روی خود صورتک می زنند.
نوروز خوان ها حتی زمانی که سوگوارۀ محرم با نوروز و نو بهار مصادف میشود به در خوانه ها رفته و مضامین ترانه های نوروزی را در قالب اشعار رثایی می سرایند.
همیشه مضامین نغمه های نوروزی با شیوۀ زیست عام مردم و شرایط سیاسی اجتماعی آنها پیوند داشته و در قالب تصنیف های طنز آمیز پر معنی ترین مطالب بیان گردیده است.
یکی از ویژگیهای برخی از مردم بومی در مراسم سنتی استفاده از موسیقی در درمان و شفای بیماران روانی (هیستری،تشنج و بیماران روان پریش ) می باشد بطوریکه بر این باورند که هر گونه بادی بارقص و آهنگ ویژه ای از بدن بیمار می گریزد. اینگونه شیوه های درمانی که هم اکنون در نقاط مختلف ایران به صورت های گوناگون انجام می گیرد آغشته به خرافات و فاقد زیر بنای غلمی و پزشکی است و ساز و آواز تنها نقش محدود تلقینی و گذرا دارند. در اینگونه درمانها که بر پایۀ تلقین استوار است فرهنگ و استعداد تلقین پذیری بیمار از اهمیت ویژه ای برخوردار است که طی مراسم ساز و آواز هیجانات او افزوده گردیده و استعداد تلقین پذیری اش شکفته می شود،
در نتیجه بیمار خود را نجات یافته احساس می کند و دیگران از روی کمی دانش شفای او را به نیروهای خارق العادۀ این مراسم نسبت می دهند.
اینگونه درمانها (بر پایۀ تلقین) هیچگاه درمان اساسی نخواهد بود، زیرا بیماران روانی به روانکاوی، روان درمانی و دارو نیازمندند چنانکه پس از چند ماهی دوباره بیماربه حالت اول خود بر می گردد. درمان بیمارانی که دچار نگرانی شدید هستند بویژه روان پریشی، به این روش نه تنها بیمار را بهبود نمی بخشد بلکه عوارض کهنه تری را در او ایجاد میکند و درمان او را به پس انداخته و دشوارتر می کند.


نگاهی به موسیقی محلی ایران

موسیقی محلی :

آری،بدین سان موسیقی ایران پس از گذشت مراحل گوناگون،سختی و آسانی را به خود دید،موانع را پشت سر گذاشت ،جان گرفت، هویت پیدا کرد و اعجاز را به خود دید که اعجاز آفرید.
هنوز که هنوز است در میان اقسام آوازها و نواها، نوای نی ایرانی، لمس انگشت بر روی سیم های تار، ضرب دف و آهنگ کمانچه هر انسانی را چه از این آب و خاک باشد و چه بیگانه از این دیار به لذت میرساند و زندگی را برای او به شکلی دیگر معنی می کند.
اما موسیقی ایرانی به این خط سیری محدود نمی گردد. موسیقی ایرانی با همین ساز و آوازها جوهره پیدا کرده اما ایران کشور رنگ ها و آئین ها، سنت ها و مردمان رنگارنگ است که ،در کوه مجاور فرسنگ ها از هم فاصله دارند فرهنگ هایشان با هم تفاوت می کند، پس آهنگ شان نیز با هم توفیر دارد. یکی کرد است، دیگری خراسانی، یکی از سبزی جنگلهای گیلان می گوید و دیگری شوری دریاچۀ ارومیه را، آری هر یک از فضاها از دیرباز که موسیقی ایرانی شکل گرفت، شکل خاصی برای خود متولد کردند.
موسیقی سنتی ایران اگر چه به شکل امروزی آن بیشتر شامل شکل خاصی از آهنگ ها میباشد، اما موسیقی محلی خود نوعی از موسیقی سنتی است که در ابتدا به نظر من از اصیل ترین شاخه های موسیقی سنتی می باشد، چرا که موسیقی محلی از قلب و دل مردمان خطه هایی نشأت گرفته است، که آنچه بر روی ساز خویش پیاده می کنند خاطره است از روزها و شب هایی که مختص خود آنهاست، روزها و شب هایی که هر کدام سنت و آئین خاصی را همراه خود دارد.
در خلال مطالعۀ کتاب ها به مصاحبه ای که با دکترژرن دورینگ محقق و موسیقی شناس فرانسوی برخوردم وی که تحصیلات خود را در زمینۀ موسیقی ایرانی در دانشگاه تهران به پایان رسانده است و تحقیقات زیادی را در زمینۀ موسیقی ایرانی و محلی انجام داده است در این رابطه می گفت : چرانی در دست شماست که فی نفسه ارجمند و ارزشمد است. برای موسیقی ایران می توان سابقه ای چهار هزار ساله یافت. فعلا کاری به این ندارم که از کدام فرهنگ برآمده است.
در ارزیابی عینی و به اصطلاح بی طرفانه که یک پدیده متعلق به که باشد، ارزش عینی آن مهم است. شما ایرانی هستید زبان این موسیقی را می فهمید، لحن را شنیدید برایتان یادآور سرزمین خور می باشد، اما موسیقی ایران حال و هوای دیگری دارد. در هر ملیتی اثر میگذارد و این همان عینی بودن است.
برای همین است که موسیقی را هم علم و هم هنر خوانده اند و عینی بودن آن جنبۀ فرا ملیتی به موسیقی محلی داده است . موسیقی محلی در عین عامیانه بودن آن قابل احترام است و سرشار از شور و نشاط است. روس ها اصطلاح " حرفه ای "برای موسیقی محلی در نظر گرفته اند، بعنوان مثال موسیقی ترک ها و یا عاشقی های آذربایجان، همانند ردیف،اگر چه به ده سال آموخته شوند، ده سال دیگر برای هضم و فهم آن زمان لازم است.
موسیقی محلی،در حقیقت در لحظۀ خواندن یا نواختن حس میابد و حیات آن به اراده و روش دلخواه اجراکنندۀ آن بستگی دارد. در این حال آفرینش و اجرا را در هم می آمیزد، بطوریکه اجرای موسسیقی بر پایۀ نت یا نوشته چیزی مطلقا ناشناخته است.

1) برایلویو: طرح یک روش در پژوهش موسیقی محلی :

اصطلاح موسیقی محلی "volksmusik"و ترانۀ محلی"volksield"هنوز برای بسیاری روشن نیست. اکثرا موسیقی محلی یک سرزمین را ممکن می پندارند که کاملا نادرست است. زیرا موسیقی محلی از دو بخش تشکیل می شود، یکی از عناصر خلاقه اش موسیقی هنری شبه محلی یا موسیقی محلی شهری است و عنصر دیگر آن موسیقی محلی روستا یا دهقانی .
شاید این تعریف بهترین تعریف موسیقی محلی یا موسیقی دهقانی باشد: موسیقی دهقانی، مفهوم عام به طوریهایی گفته می شود که طبقه دهقان یاد امپرورقوم به آنها آشنایی داشته و یا یک زمانی آن را می شناخته اند، بیانگر احساسات موسیقیایی غریزی دهقانان می باشد.
از نقطه نظرقوم شناسی، طبقه دهقان به افرادی از یک قوم اطلاق می شود که به کشاورزی اشتغال داشته و ارضاء ضروریات جسمی و روحی خویش را در اشکالی از آن که با سنت هایشان مطابقت دارند و یا اشکال دیگری را که بطور غریزی با ضروریات روحی خود انطباق می دهند می جویند.
منظور از موسیقی دهقانی محلی به مفهوم خاص، ملودی هایی هستند که تنها به یا یک یا چند سبک واحد تعلق دارد. این نوع موسیقی در حقیقت چیزی بیش از یک نیروی طبیعی که بطور غریزی بر مردم بد و رمانده از تمدن شهری تأثیر می گذارد، نیست. از این رو این ملودیها می توانندبه عنوان تجسم والاترین نوع تکامل هنری، سر مشقی باشد،برای اینکه چگونه می توان با ساده ترین فرم های ادبی و بی پیرایه ترین وسیله ها یک ایدۀ موسیقیایی را به کاملترین وجه آن بیان نمود.
در واقع برای پرداختن به موسیقی محلی باید ابتدا سنت سناسی کنیم چرا که موسیقی محلی هر منطقه ریشه در سنت های آن منطقه دارد، هر احساس غریبی که در آهنگ ساز محلی بوجود می آید الهام دهندۀ خلق اثر او می باشد.

موسیقی محلی به گفتۀ دکتر صادق هدایت :

ترانه های عامیانه، با احتیاج هنری ملت تطبیق می کند،حس هنر و زیبایی انحصار طبقات عالی و تربیت شده نیست، نابغه ساده نیز وجود دارند که در محیط های ابتدایی تولد یافته، احساسات خود را بی تکلف با تشبیهات ساده، به شکل آهنگها و ترانه های عامیانه بیان میکنند. گاهی به قدری ماهرانه از عهدۀ این کار بر میآیند که اثر جاودانی خلق می شود. این نابغه های گمنام مونفین ترانه های عامیانه می باشند.
موسیقی هر قوم و مردمی زادل روحیات و خلقیات و نیز نمایندۀ خواسته ها، آرزو ها و پدیده های گوناگون می باشد. از آنجا که این عوامل به اوضاع جغرافیایی و طبیعی، طرز انتقادات و اندیشه ها 
آداب و رسوم، دین و مذهب ،نیازمندیهای زندگانی مادی و پیشینۀ تاریخی بستگی دارد، روی این اصل یک کله این ویژگی ها را در بر می گیرد و تحت تأثیر آن زاده و ساخته می شود.
لحن هر موسیقی، براساس لهجۀ م انیز، هر منطقه خاص متفاوت می باشد، در کشور ما لهجه های گوناگون لری، کردی، ترکی و... وجود دارد که هر کدام با لطافت و زیبایی ویژه خود آشکار می گردد و موسیقی هر قوم و ملتی براساس زبان و لهجه و دیگر عوامل ذکر شده از ویژگیهایی برخوردار است.
نوازندگان روستایی آثار خود را با سازهایی که ازنی و موی اسب و پوست جانوران ساخته شده است ، اجرا می کنند و بیشتر آثارشان در مایل شور سرچشمه می گیرد.
موسیقی عاشقی های آذربایجان، تو شمالهای لرستان،بخش های ترکقن صحرا، موسیقی مردم خراسان و سیستان و بلوچستان موسیقی مراسم "زار"مردم بندر، موسیقی دراویش کردستان و... در برگیرندۀ هزاران دستگاه مقام و ملودی است که در مراسم جشن و عروسی،عزا و سوگواری،کار و ... به گوش میرسد و بخش عظیمی از فرهنگ ما را در بر می گیرد.
موسیقی در جوامع ایل نشین از عناصر مهم زندگی بشمار می رود، فاقد هدف هنری و نیز امری تفننی نبوده است و به عنوان هنر بشمار نمی رود، بلکه تاریخچۀ رویداد ها و سرگذشتهای جامعه است که بر کلیه پیشامدهای مهم ناظر و همراه بوده است. چنانکه آغاز تولد انسان با طبل و دهل همراه بوده و مراسم سوگ با "گاگریو "(بابی تابی فراوان و گریه و زاری به سوگ و ماتم بزرگ پرداختن، به اصطلاح شیون فریاد سرها و بختیاری هاست ) و"چمری یونه" (نوایی است که در سوگ عزیزان نواخته می شود و با سرناودهل همراه است )
موسیقی در این جوامع به منظورهای ویژه ای،از جمله کاستن خستگی کار،سبک کردن رنجها و دلداری غم مردگان و کاهش درد بیماران بکار می رود و در کار و فعالیتهای آنها همواره وجود داشته است، مانند زمزمه های دختران قالیباف در پشت دارقالی، اشعاری که زنان کوزه بدست کنار چشمه می خواندند، لالایی مادران برای خواباندن فرزندان کوچک خود، بذر افشانی،درو، خرمن کوبی ،نشاءکاری،نغمه های عاشقانۀ جوانان عاشق روستایی در وصف محبوبشان،آوای نی چوپانان هنگام چرای گوسفندان،نواختن نی و کوبیدن برطبل هابرای مسرور شدن و رشد سریعتر گیاهان، زمانی که دوا و درمان در بهبود و نجات بیمار کارساز نباشد با نواهایی که او را به ابدیت می پیوندند و برای زودتر آماده شدن بیمار و زودتر روح را از جسمش بیرون نهادن از آنها استفاده می کنند و... کلیۀ این آواها و ترانه ها از نیازهای جمعی ما یه گرفته و به صورت موسیقی در جامعه نمود میکند و گنجینۀ موسیقی قومی و فولکلوریک یک ملت بشمار می رود که در اذهان مردم موجود بوده و در سینه های فراخ و پهن و ذهن خیال پرداز آنها محفوظ مانده و سینه به سینه نقل گردیده و از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد، رو یهم رفته می توان موسیقی محلی را چنین نگاشت که می آگاهاند، می رویاند، بارور می سازد و برحاصل آنها پایکوبی می کند. موسیقی محلی تارخ نسل های گذشته قومی را با سازو آواز بازگو و آنها را به نسل های آینده منتقل می کند و می شناساند و سرگذشت آنها را به مرحلۀ داوری و قضاوت می نهد.