• شماره تماس آکادمی موسیقی سرنا :    32263647-026      32253482-026
  • آدرس آموزشگاه موسیقی سرنا  :  کرج ، میدان شهدا ، روبروی بانک ملی ، جنب برج نوا  
  • شماره تماس آکادمی موسیقی سرنا :    32263647-026      32253482-026
  • آدرس آموزشگاه موسیقی سرنا  :  کرج ، میدان شهدا ، روبروی بانک ملی ، جنب برج نوا  
  • شماره تماس آکادمی موسیقی سرنا :    32263647-026      32253482-026

نوازندگان تار و سه‌تار 

خاندان فراهانی

هنر موسیقی در ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، مراحل سخت و دشـواري را طی کرده است، تـا بـه امـروز رسیده است .آنچه امروزه تحت عنوان موسیقی سـنتی ایران خوانده می شـود مجموعه اي از مقام ها و دستگاه ها و ردیف هاي مختلف است کـه درطول این دوران ها بـه هم پیوسـته و شکل گرفته است. با این حال موسیقی سـنتی امـروزه ایـران، روایت خاصی از موسیقی هاي مختلف نواحی ایـران است.
 این روایت بیشـتر مرهون تـلاش ها ی خانـدان برجسـته اي از فراهان اراك بـود کـه سهم بزرگی در تکوین نظام دستگاهی و تنظیم هفت دستگاه در موسیقی ایرانی دارند. از این رواست که امروزه مـا بخشی از موسیقی نواحی مختلف ایران را که در مجموعه ردیف ها و دستگاه هاي موسیقی سنتی وجود ندارد، به عنوان موسیقی محلی میشناسیم. بـه واقع ما با جدا کردن موسیقی سـنتی و موسیقی محلی، موسیقی ایرانی را به دو گروه تقسیم کرده ایم. درحالی که موسیقی ایـران مجموعه اي از تمام این موارد یـاد شـده می باشـد. تـلاش هاي این خاندان بزرگ در راه کسب جنبه هاي مختلف موسیقی سـنتی ایران و انتقال آن به دیگران و پرورش شاگردان پرآوازه در این عرصه بـودکه گسـترة این موسیقی را وسعت بخشـید ومسیري رو بـه تکامـل را درپـیش آن قـرار داد. تـلاش هایی که در یک سده گذشـته بـا گذشتن از مراحل خاصی شکل و رنگ و بـوي موسیقی سنتی ایـران را دچار تحول ودگرگونی کرد واز انعطاف و حساسیت ویژه اي برخوردار ساخت. شاید نوازندگی نوازندگان سده گذشـته، امروزه براي ما لطافت امروزي را نداشته باشد، با این حال مبنا و پایه اي براي نوازندگان امـروز بـه شمار می آینـد. در این مقاله در باره ی خاندان فراهانی به عنوان خاندانی که با انتقال دستاورد هاي گذشتگان بـه آیندگان درآن شرایط سخت و دشوار براي هنر موسیقی به نوعی از پایه گذاران موسیقی سنتی امروز ایران بودند، صحبت خواهد شد. هر چند موسیقی سنتی ایران ریشه در اعماق تاریخ دارد و از بنیاد هاي کهن تري برخوردار است. 

از این خاندان شش تن از آنها از همه بیشتر کسب آوازه کرده که عبارتند از:

1) استاد علی اکبرخان فراهانی
2) استاد میرزا غلامحسین 
3) استاد میرزا عبداالله
4) استاد میرزا حسینقلی
5) استاد علی اکبرخان شهنازي
6) استاد احمد عبادي

 استاد علی‌اکبر فراهانی 

نوازندگان تار و سه تار

آقا علی‌اکبر فراهانی (زاده ی ۱۲۳۶ یا ۱۲۴۲ ق – درگذشته ی ۱۲۷۸ ق).
یکی از برجسته‌ترین نوازندگان دربار ناصرالدین شاه و استاد نواختن تار بود او قدیمی‌ترین نوازنده ی تار است که در کتب مربوط به موسیقی قاجاریه از او اسم برده شده ‌است. به گفته ی (جواد عبادی که فرزند میرزاعبدالله و لذا نوه ی آقا علی‌اکبر بود) وی از نوادگان شاه نعمت‌الله ولی بود. وی سه پسر داشت به نام ‌های حسن،  حسینقلی و عبدالله. که اولی هنرمندی برجسته بود اما در جوانی درگذشت. زمانی که آقا علی‌اکبر درگذشت دو پسر دیگرش هنوز کودک بودند. آقا علي اکبر چنانچه منقول است، نه فقط در موسيقي بلکه در تهذيب نفس و خلوص ايمان نيز سرآمد بود. به طوري که هيچ گاه سازش را بدون وضو به دست نمیگرفت. خاندان وی به «خاندان هنر» معروف است به این دلیل که بنیان‌گذاری و تکوین ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی را منسوب به آنان می‌دانند.
گفته می شود که آقا علی اکبرخان فراهانی در عنفوان جوانی توسط امیر کبیرصدراعظم دربار ناصري به تهران عظیمت کرده و با احراز استعداد هنري خود در صدر نوازندگان دربار ناصرالدین شاه قرار گرفته است. استاد علی اکبر فراهانی در اطلاعات از موسیقی و ردیف دستگاه ها و نوازندگی تار یگانه عصر خود بوده است و نظیر و رقیبی نداشته است. وي مورد توجه شاهان بود و از نوازندگان خاصه و ملازمین دربار به شمار می رفت. او از تشویق و انعام این سلاطین و درباریان آنها برخوردار بوده و زندگانی مرفهی داشت. بر اساس آنچه گفتـه شـده اسـت بـر مـی آیـد کـه اسـتاد علـی اکبرخـان فراهـانی ردیـف دان خـوبی بـوده اسـت و ردیـف هـا را بـه بـرادرزاده خـود اسـتاد غلامحسـین آموخـت. مضـراب هـاي تنـد و سـریع و ریزهـاي مسلسـل و متـوالی استاد غلامحسین حکایت از سبک استادش آقا علـی اکبـر دارد. از آنجاییکه او طبع شعر داشـته و بـا اشـعار برخـی شـاعران مشـهور بـه ویـژه شـعراي متصـوفه فارسـی آشـنایی داشـته اسـت، جملـه بندي موسیقی را تا حـدي تحـت تـأثیر افاعیـل عروضـی فارسـی ادا مـی کـرده اسـت و بـر اثـر تـداعی ذهنـی بـا آهنـگ شعر فارسی که در ذهن داشته جملـه بنـدي موسـیقی را نظـام بخشـیده اسـت و هماهنـگ مـی نمـوده اسـت.ایـن رویـه بنیان گذاران موسیقی سنتی امروز ایران را بعدها در کار بعضـی نوازنـدگان موسـیقی سـنتی ایـران نیـز ملاحظـه مـی کنـیم. از روایـات مـذکور و شـهرتی کـه بـه درویش سـیرتی و از شـعري کـه منسـوب بـه اوسـت مشـرب عرفـانی او نمـودار مـی شـود. تصـنیفی در گوشـه عـراق بـا شعر سعدي به "جهان خرم از آنم که جهان خـرم از اوسـت"،منسـوب بـه آقـا علـی اکبـر اسـت کـه ابـراهیم منصـوري بـه روایـت حـاجی خـان بـه خـط نــت نوشـته اسـت و عبــداالله دوامـی آن تصـنیف را بــه آقـا علـی اکبــر منسـوب کــرده است. استاد علی اکبرخان فراهانی شب ها تار خود را کنار بستر می نهـاد و می خوابید وگاه در نیمه شب بیدار می شد و گوشه تازه ای می نواخت.
یک شب کسی در خواب به او می گویـد مـن رنـگ اصـول را کـه از قطعـه هـای قدیم است و به طورکلی فراموش شده است به تو می آموزم و چنان می کند. استاد در دل شب از خواب بیدار شده میان بستر تار را برداشته و آنرا می نوازد و روز بعد رنگ را به برادرزاده اش آقاغلامحسین می آموزد و بعد او به پسرعموهایش آقامیرزا حسینقلی و آقامیرزا عبداالله تعلیم می دهد. دوست علی معیر الممالک این داستان را از میرزا حسینقلی به یاد داشت و رنگ مذکور را شنیده بـود. مهدی قلی هـدایت همین داستان را با روایت دیگر ذکر کرده است و گوید طبق گفتۀ میرزاعبداالله رنگی که استاد علی اکبر خان درخواب فراگرفت قسمت مقلوب از شهرآشوب چهارگاه است که بدون مضراب با حرکات انگشت (انگشت گذاري) حاصل آید. بـه دسـتور ناصـر الـدین شـاه یـک تـابلوي نقاشـی آب رنـگ توسـط میـرزا ابوالحســن خــان غفـاري صــنیع الملــک در سـال 1273 هجــري قمــري از او و چنــد تــن از شـاگردانش نقاشــی شده است. در ایـن تـابلو اسـتاد علـی اکبـر فراهـانی بـا تـار دسـتی خـود معـروف بـه «قلنـدر » در وسـط و چهـار نفـر در یک طرف و سه نفر در طرف دیگر او قرار گرفته اند.

استاد آقا غلامحسین

 
 
استاد آقا غلامحسین
 

آقا غلامحسین برادرزاده و شاگرد آقا علی اکبر بود و در دربار ناصری منزلتی خاص داشت. پس از درگذشت عمویش (آقا علی‌اکبر) با زن عموی خود ازدواج کرد و آموزش موسیقی به دو پسر کوچک او (عبدالله و حسینقلی) را به عهده گرفت. اسـتاد غلامحســین پنجــه و مضــرابی ســریع و تنــد و ریــزي مرتــب و متــوا لی داشــت کــه شــنونده کــه از خــارج می شنید گمان میکرد که آرشـه روي سـیم مـی کشـند. حـاجی آقـا محمـد نقـل مـی کنـد کـه در محفلـی، از نوازنـدگی میرزا حسینقلی تمجید بسیار کردنـد. گفـت مـن در مقابـل پسـر عمـوي خـود آقـا غلامحسـین چیـزي نیسـتم اگـر تـار او را شـنیده بودیـد تصـدیق مـی کردیـد. و نیـز مـی گویـد از میـرزا عبـداالله اسـتاد خـود پرسـیدم کـه میـرزا حسـینقلی بهتـر بـود یـا اسـتاد غلامحسـین، گفـت سـاز داداش مثـل خـط میـر اسـت ولـی آقـا غلامحسـین چیـز دیگـري بـود. وي علاوه بر تار سه تار نیز مینواخت. مهمتــرین خــدمت اســتاد غلامحســین در هنــر موســیقی ایــران تربیــت دو شــاگردي بــود کــه موســیقی ســنتی امروزي ایران وامدار کوشـش هـاي آنهـا مـی باشـد. یـن دو تـن اسـتاد میـرزا عبـداالله و اسـتاد حسـینقلی فرزنـدان اسـتاد علی اکبر فراهانی و پسر عموهاي خـود او بودنـد. روح االله خـالقی مـی نویسـد: «ردیـف دسـتگاه هـاي موسـیقی امـروز مـا در حقیقـت روایـت اسـتاد علـی اکبـر است و اگر حسن اتفاقی نشده بـود و آقـا غلامحسـین معلومـات خـود را بـه عمـوزاده هـا نمـی آموخـت ضـرر بزرگـی بـه موسیقی ما وارد شده بود. پسر استاد غلامحسین به نـام آقـا رضـاخان نیـز از نوازنـدگان بنـام تـار بـود و بعـد هـا بـه دامـادي میـرزاحسینقلی درآمد. غالبا میرزا حسینقلی به آقارضاخان می گفـت سـاز بـزن تـا لـذت ببـرم یـا فـلان گوشـه را مثـل پـدرت بزن یـا روح افـزاي پـدر را بـزن. آقـا رضـاخـان معلومـات خـود را نـزد پـدر زن خویش تکمیل نمود و کلاس مشـق نیـز دایـر نمـوده بـود چنانکـه روح االله خـالقی مـی گویـد کـه پـدرش نیـز مـدتی از شاگردان او بـوده اسـت. 
اسـتاد غلامحسـین غیـر از فرزنـد و پسـرعموهاي خـود شـاگردان دیگـري هـم تربیـت کـرد کـه معروفتـرین آن هـا یوسـف خـان صـفایی، نعمـت االله خـان اتـابکی، محمـد علـی مسـتوفی و میـرزا علی اکبر خان مستوفی بودند. استاد غلامحسین دیري نپایید و قریب اواسط سلطنت ناصر الدین شاه درگذشت.

استاد میرزاعبدالله 

استاد میرزاعبدالله 
 
میرزا عبدالله، دومین فرزند آقا علی‌اکبر فراهانی بعد از میرزا حسن بود و در سال ۱۲۲۲خورشیدی (۱۲۶۱ قمری) در شیراز زاده شد. وي را می توان بنیـان گـذار موسـیقی ردیفـی ایـران دانسـت. پـیش از او ردیـف هـاي آوازي موسـیقی ایرانـی بـه صـورت پراکنده توسـط نوازنـدگان مختلـف اجـرا مـی شـد ولـی آنچـه پـس از او بـه عنـوان ردیـف هـاي آوازي مطـرح مـی شـود توسط او و برادرش میرزا حسـینقلی بـه نسـل هـاي بعـدي منتقـل شـد. وی نخستین آموزش‌های خود را نزد برادر بزرگترش میرزا حسن گذراند و پس از آن نزد پسر عمو و ناپدریش آقا غلامحسین آموزش‌های خود را تکمیل کرد و به برادر کوچکتر خود آقا حسینقلی هم آموخت. از شاگردان او می‌توان مهدی‌قلی هدایت، فرصت شیرازی، ابوالحسن صبا، حسین هنگ‌آفرین، سید حسین خلیفه، مهدی‌خان صلحی، اسماعیل قهرمانی، سید مهدی دبیری، حاج آقا مجرد ایرانی و فرزندش احمد عبادی را نام برد. وی با تجدید نظر در دستگاه‌های دوازده‌گانه موسیقی ملی ایران و ادغام بعضی از آن‌ها با هم، هفت دستگاه کامل و مجزا پدیدآورد که این هفت دستگاه توسط سه تن از شاگردانش به نام‌های میرزا نصیر، فرصت شیرازی و مهدی‌قلی هدایت طی هفت سال نت‌نویسی شد.
ابتکار ساختن برخی قطعات ضربی از اوست که در قطعات مجلسی توأم با آواز پس از اجرای چند گوشه، برای تنوع قطعه ضربی می‌نواخت. مضراب ریز و تک مضراب‌ها در ساز او در تعادل و جملات موسیقی او منظم است و در همراهی با آواز پس از خاتمه یک بیت توسط خواننده او خود گوشه جدیدی را شروع کرده‌است و خواننده را هدایت می‌کند. در حفظ وزن قطعه دقیق بوده و غالباً نوازندگی خود را با قطعه تند رنگ مانندی پایان می‌داد. رنگ‌های او متنوع است و با آنکه آثار ضبط شده از او مربوط به حدود ۶۵ سالگی بوده ولی پنجهٔ او روان و قطعات را راحت اجرا کرده‌است. میرزا عبدالله، در نواختن تار هم استاد بود، ولی شهرت وی بیشتر در نواختن سه‌تار است. وی در سال ۱۲۹۷ خورشیدی در سن ۷۵ سالگی در تهران درگذشت. طبـق روایـاتی کـه شـنیده شـده میـرزا عبـداالله بیشـتر بـه کـار تدریس می پرداخته است و تا حدي انزواطلب بـوده اسـت .هـر کـه را خواهـان و طالـب ایـن هنـر مـی دیـده اسـت بـدون مضایقه اطلاعات فنی خود را در اختیـار او مـی گذاشـت و بـا صـبر و حوصـله تمـام بـه پـرورش او همـت مـی گماشـت و تا اطمینان حاصل نمی کـرد کـه شـاگرد مطلـب مـورد نظـر را دریافـت کـرده اسـت دسـت برنمـی داشـت و در آمـوختن به شاگردان علاقه مندي که در فراگرفتن کند بودند حوصله به خرج میداده.  میرزا عبداالله در نواختن تار و سه تار هـر دو اسـتاد بـود ولـی بیشـتر بـه سـه تـار مـی پرداخـت و کسـانی کـه پـس از او شهرت به نـواختن سـه تـار داشـتند همـه از شـاگردان او بودنـد .او در پنجـه و مضـراب و بیـرون آوردن صـداي سـه تـار بـی نظیـر بـود و در بـاب اسـتحکام و نرمـی مضـراب بـه شـاگردان خـود توصـیه مـی کردکـه:«بایـد مضـراب مثـل چکش بلنـد شـود و مثـل پنبـه بـه سـیم بخـورد »و و در بـاب وسـعت موسـیقی و اسـتعداد و ظرفیـت طـالبین ایـن فـن مـیگفتـه: «موســیقی دریـایی اســت کـه هـر کــس بـه انــدازه اسـتعداد و ظـرفیتش از آن بهــره برمـی دارد و اســتفاده میکند. روح‌الله خالقی در جلد دوم از کتاب خود به نام "سرگذشت موسیقی ایران" داستان نوشتن ردیف میرزا عبدالله را چنین نقل می‌کند که کلنل علینقی وزیری که با ابراهیم آژنگ رئیس یکی از گروه‌های موسیقی آشنایی داشته موضوع به نت درآوردن ردیف میرزا عبدالله را با وی در میان می‌گذارد. ابراهیم خان هم که علاقه داشته ردیف یکی از استادان معاصر خود را بنویسد استقبال کرده و قرار می‌شود که به اتفاق، نزد میرزا عبدالله بروند. وزیری می‌گوید: "همراه ابراهیم خان به خانه میرزا عبدالله رفته و خدمت استاد رسیدیم. من مقصود خود را اظهار داشتم و یکی از دوستان استاد که مرد سالخورده‌ای بود شگفت زده شد و پرسید مگر چنین کاری ممکن است؟ میرزا عبدالله با نهایت مهربانی خوشحال شد اما نسبت به اصل موضوع شک داشت که شاید این کار مقدور نباشد! من گفتم امتحان فرمایید. استاد پذیرفت تار را برداشت و شروع به نواختن شور بالا دسته کرد. من هم شروع به نوشتن کردم تا در حدود یک صفحه شد. من از استاد درخواست کردم اگر اجازه بفرمایند هفته‌ای یکی دو مرتبه این کار را ادامه بدهیم. ایشان قبول کرد اما گفت حالا معلوم نیست چیزی که شما نوشته‌اید همان باشد که من زده‌ام. من هم تار را برداشتم و نوشته‌های خود را دقیقاً نواختم و چون با تار آشنا بودم مضرابها را هم نوشته بودم و حتی چپ و راستها را هم همان‌طور که استاد زده بود نواختم. وقتی نواختن صفحه تمام شد استاد و بیان الممالک که آنجا حضور داشت تحسین کردند و مقرر شد این کار ادامه یابد. به‌علاوه استاد از من پرسید که غرض شما از نوشتن ردیف چیست؟ عرض کردم منظور اینست که آثار شما حفظ شود و اگر شرایط فراهم بود بنام خود شما چاپ شده و دیگران استفاده کنند. میرزا عبدالله از آنجا که مرد پاک‌سرشت و بی حسادتی بود پذیرفت در حالی که می‌دانستم استادان دیگر این رویه را ندارند. در نهایت این کار تقریباً هجده ماه طول کشید و من همه ردیف هفت دستگاه میرزا عبدالله را بدین شکل نوشتم.

استاد میرزاحسینقلی

استاد میرزا حسینقلی

میرزا حسینقلی معروف به آقا حسینقلی (۱۲۳۰، تهران – ۱۲۹۴ تهران) از نوازندگان سرشناس تار اواخر دوران قاجار بود. شاگرد برادر بزرگ خود (میرزاعبدالله) و سپس آقا غلامحسین بود. وی بزرگترین نوازنده ی تار در زمان خودش به‌شمار می‌رفت. پس از ازدواج با بانوي هنرمندي بـه نـام «سـکینه »تحـت تـاثیر هنـر او قـرار گرفـت چنانکـه ایـن بـانوي هنرمنـد در سـبک نوازنـدگی میـرزا حسـینقلی هـم مـوثر بـوده اسـت. میـرزا حسـینقلی بـه واسـطه حافظـه قـوي و اسـتعداد سرشـار و پشـت کـار بـه سـرعت در نوازنـدگی پیشـرفت کـرد و مهـارت او در ایـن فـن بـه زودي او را شهره خاص و عام نمود و با نبوغ ذاتـی یگانـه اسـتاد بـی رقیـب تـار بـه شـمار آمـد .مضـرابش شـمرده و پیوسـته و قـوي و پخته و پنجهاش سـریع و آهنـگ سـازش دلنشـین بـود . الحـانی کـه از تـار بیـرو ن مـی آورد هـر شـنونده را مجـذوب مـی کـرد و بـه تحسـین وامـی داشـت. مهـارت وي در نـواختن تـار صـرف نظر از علاقـه و اسـتعداد مرهـون کـار و تـلاش او بوده اسـت. چنـین معـروف اسـت کـه هر زمان بـه مجلسـی دعوت می شد مدتی قبل تمرین می کرد. بارهـا شـنیده شـد کـه اگـر قـبلا تمـرین نکـر ده بـود از پـذیرفتن دعـوت معـذرت می خواست. زیـرا معتقـد بـود کـه اگـر قبـل از حضـور در محـل موعـود تمـرین نکـرده باشـد دسـت و پنجـه اش خـوب کار نمیکند در حالیکه هر موقع و در هر کجا تـار بـه دسـت مـی گرفـت قـدرت مضـراب و سـرعت پنجـه اش بـه قـدري بود که بیننـدگان را بـه اعجـاب وامـی داشـت و شـنوندگان را تسـخیر مـی کـرد. عقیـده داشـت اگـر نوازنـده روزي چنـد سـاعت کـار و تمـرین نکنـد مضـرابش سسـت و پنجـه اش تنبـل مـی شـود. بـه تمـرین زیـاد علاقـه داشـت و آن را بـه شاگردان خود توصیه می کرد. اسماعیل قهرمانی شاگرد میـرزا حسـینقلی نقـل مـی کـرد در بـاغی تـار مـی زد طـاووس پیرامـونش مـی چرخیـد و چتر میزد. میرزا حسینقلی هنرمندي بـا ایمـان و متعصـب و متـدین بـود. سـید حسـین غـراب نقـل مـی کنـد روزي در منـزل یکی از رجال اواخر عصر قاجـار یـه مجلسـی آراسـته شـده بـود کـه میـرزا حسـینقلی حضـور داشـت. همـین کـه میـرزا تار را براي نوازندگی برداشت و شروع کرد، من بـه خواننـدگی آغـاز کـردم و ابتـدا ایـن شـعر را بـر زبـان رانـدم کـه :«گـر می بخورم در رمضان خـواهم خـورد» میـرزا تـار را بـه زمـین گذاشـت و گفـت شـعر قحـط بـود کـه ایـن را مـی خـوانی،  این بگفت و برخاست و از مجلس خارج شد و دیگر مراجعت نکرد. آقـا حسـینقلی یـک سـفر بـه همـراه باقرخـان رامشـگر، اسـد االله خـان نوازنـده تـار وسـنتور، سـید احمـد خـان آوازه خـوان و محمـد بـاقر ضـرب گیر بـراي پـر کـردن صفحه گرامافون به پاریس رفت و آثـاري از او ضـبط شـد. بـه قـرار اظهـار باقرخـان رامشـگر،ایـن هیئـت در پـاریس بنـا به دعـوت چنـد تـن از موسـیقی دان هـا برنامـه ای هـم اجـرا کردنـد. متصـدی سـالن خـواهش کـرده اسـت کـه آواز بـا سازها توام نباشـد. زیـرا اروپاییـان از سـبک خوانـدن مشـرقی هـا خوششـان نیامـده اسـت نوازنـدگان هـم چنـد آهنـگ ضربی در ماهور نواخته انـد کـه مطلـوب شـنوندگان واقـع شـده اسـت. در مراجعـت از راه صربسـتان بـه اسـلامبول آمـده و بیش از یک ماه در آنجا اقامت کـرده و بـه تشـویق ارفـع الدولـه وزیـر مختـار ایـران، در سـفارت نیـز کنسـرتی داده انـد که نصف درآمد آن به رسم اعانه به مدرسـه ایرانیـان اسـلامبول اهـدا شـده اسـت. بعدها جریان این سفر الهام بخش داستانی تاریخی-تخیلی برای علی حاتمی در فیلم دلشدگان گشت. از آثـار هنـري اسـتاد صفحاتی باقی مانده است که در آنهـا مـاهور، شـور، همـایون، سـه گـاه، عـراق و رهـاب و غیـر ایـن هـا نواختـه اسـت و از شـنیدن آن هـا مـی تـوان بـه قـدرت مضـراب و سـرعت پنجـه و سـبک نوازنـدگی او پـی بـرد. دو فرزند او علی‌اکبر شهنازی و عبدالحسین شهنازی نیز بعدها از نوازندگان سرشناس تار شدند. ردیف آقا حسینقلی  که توسط فرزند بزرگش "علی‌اکبر شهنازی" روایت و ضبط شده، یکی از ردیف‌های معروف موسیقی ایرانی است. اســتاد حســینقلی شــاگردان زیــادي تربیــت نمــود کــه مهمتــرین آن هــا عبارتنــد از غلامحســین درویــش (درویش خان)، میرزا مهـدي خـان صـلحی (منـتظم الحکمـا )، علـی نقـی وزیـري، مرتضـی نـی داود، اسـماعیل قهرمـانی، موســی معروفــی و بســیاري دیگــر از افــرادي کــه باعــث گســترش موســیقی ســنتی ایــران در قــرن گذشــته شــدند .

استاد علی‌اکبرشهنازی

استاد علی‌اکبرشهنازی

علی اکبر شهنازی زاده ی ۲۳ اردیبهشت ۱۲۷۶– درگذشته ی ۲۶ اسفند ۱۳۶۳ در تهران، موسیقی‌دان ایرانی و نوازنده ی سرشناس تار بود. آقا علی‌اکبر فراهانی پدربزرگش، آقا حسینقلی پدرش و میرزا عبدالله فراهانی عمویش بود. پسرعموی پدرش آقا غلامحسین از نوازندگان تار و استاد پدرش بود. پسرعمویش استاد احمد عبادی نوازندهی سه‌تار، دو برادر کوچک‌تر او محمدحسن و عبدالحسین شهنازی نوازندگان تار و همسران خواهرانش، باقرخان نوازنده کمانچه و رضاخان نوازنده تار بودند. تحصیلات خود را در مدرسه‌های سن‌لوئی، اشراف و سعادت به پایان برد. علی‌اکبر شهنازی آموزش تار را از 8 ‌سالگی نزد پدرش آغاز کرد و در مدت شش سال ردیف موسیقی ایرانی را از پدرش آموخت؛ و مدتی از محضر درویش‌خان بهره برد. اولین صفحه‌اش را در سن ۱۴ سالگی در بیات ترک و افشاری در تهران ضبط کرد. پس از درگذشت پدر در سال ۱۲۹۴، او در سن ۱۸ سالگی جانشین پدرش شد و آموزش شاگردان پدرش را به‌عهده گرفت. در سال‌های  دهه ۱۳۰۰ معروفترین نوازنده ی تار در تمام محافل هنری بود. در همین سـال هـا شـهنازی شـروع بـه سـاختن پـیش درآمـد و رنـگ و تصـنیف مـی نمایـد کـه ایـن آهنـگ هـا در صفحاتی که از او به یادگار مانده ضـبط شـده اسـت. آشـنایی او بـا خواننـده بـه نـام آن زمـان مرحـوم اقبـال آذر باعـث مـی شـود کـه آ ن دو صـفحات متعـددی را در دسـتگاه هـاي مختلـف اجـرا نماینـد. ایـن نواختـه هـای شـهنازی نشـان از قدرتی بی نظیـر و مضـرابی شـفاف و سـرعتی حیـرت انگیـز دارد. شـیوه ی نوازنـدگی شـهنازی کـاملا بـا پیشـینیان خـود فرق دارد و از بیانی جدید تر برخـوردار اسـت. بهـره گیـری شـهنازی از تمـام امکانـات تکنیکـی سـاز و پـرش هـای پیـاپی از بالا دسته به پایین دسته و پیچ و خم های تکنیکـی و ریـزه کـاري هـای آن خـود بـه نـوعی زیبـایی را مـی رسـاند کـه تـا آن زمــان در شــیوه نوازنــد گی هــیچ کــدام از اســتادان دیــده نمــی شــود. جالــب اینکــه پــردازش ملــودی هــای اســتاد شـهنازی نـوع و بـدیع اسـت ولـی از چهـارچوب هـای اصـیل موسـیقی برخـوردار بـوده و خدشـه ای بـه اصـل و اسـاس موسـیقی ردیفـی وارد نمـی شـود و ایـن نمـودار خلاقیـت و تبحـر شـهنازی و نشـان دهنـده عمـق بیـنش و نگـرش و دریافــت هنــری او از فر هنــگ دیرپــای موســیقی ایــن ســرزمین مــی باشــد. بخصــوص ایــن دریافــت ژرف را اســتاد شهنازی در تنظیم ردیف عالی که همگی از سـاخته هـای خـود او مـی باشـد در عـالی تـرین نـوع بـه نمـایش مـی گـذارد و نشان می دهد که می توان در هـر حیطـه ای دسـت بـه کارهـای بـدیع زد. ولـی بـه شـرطی کـه بـه عمـق جـوهره آن حیطه فرهنگـی وقـوف کامـل پیـدا کـرده باشد. در اواسط ۱۳۰۵ به دعوت کمپانی هیز ماسترز ویس صفحاتی از او با آواز اقبال ضبط گردید. درسال ۱۳۰۸ هنرستان موسیقی شهنازی را تأسیس نمود. با تأسیس رادیو در برنامه‌های  هفتگی موسیقی رادیو به همراه ادیب خوانساری، روح بخش و… نوازندگی می‌نمود. در سال ۱۳۳۴ در هنرستان آزاد موسیقی به آموزش مشغول شد. در سال ۱۳۴۱ ردیف آقا حسینقلی و در سال ۱۳۵۶ ردیف دوره عالی را ضبط کرد. علی‌اکبر شهنازی به‌جز تار، با سازهای دیگری از جمله سه‌تار و پیانو نیز آشنایی داشت. از تصانیفی که ساخته می‌توان به تصنیف ای نوع بشر، به اصفهان رو، سرود جوانان وطن، تصنیف چهارگاه (زد لشکر گل) اشاره کرد. از شاگردان وی می توان به جلیل شهناز، دکتر مهدی صلحی، حاج آقا محمد ایرانی مجرد، حبیب‌الله صالحی، نصرالله زرین پنجه، ژان دورینگ، رضا وهدانی، اسدالله حجازی، داریوش طلایی، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، عطاءالله جنگوک، داریوش پیرنیاکان، محسن نفر اشاره کرد.

استاد احمد عبادي 

استاد احمد عبادي 
 

خانـه اسـتاد میـرزا عبـداالله کـه محـل اجتمـاع مـردم صـاحب هنـر بـود تـأثیر بـه سـزایی در پـرورش ذوق فرزنـدانش داشت. احمد عبـادي در سـال 1285 هجـري شمسـی متولـد شـد و هنگـامی کـه بـیش از هشـت سـال نداشـت در ایـن محفل گرم خانوادگی با فراگرفتن ضـرب، با ترانـه هـای ضـربی موسـیقی آشـنا گردیـد. احمـد شـروع بـه نـواختن سـه تار کرد که سـایه پـدر از سـرش دور شـد و میـرزا عبـداالله بـدرود حیـات گفـت و وی از تعلیمـات اسـتاد محـروم گردیـد ولـی چـون آتـش عشـق موسـیقی در دلـش شـعله ور بـود نـزد خـواهران خـود مولـود و ملـوك کـه از تعلیمـات پـدر برخـوردار شـده بودنـد، اصـول نوازنـدگی را بیاموخـت و بـه جـایی رسـید کـه در سـن هجـده سـالگی سـازش شـنیدنی شد. احمد عبادي مـدت هـا در وزارت پیشـه و هنـر بـه تـدریس و تحقیـق در موسـیقی ایرانـی و سـه تـار پرداخـت و در جهـت معرفــی موسـیقی ملـی ایـران کنسـرت هــای متعــددی در داخـل و خــارج از کشــور از جملـه فرانســه، ایتالیـا، آلمـان و اتـریش داشـت کـه مـورد اسـتقبال هنر دوسـتان واقـع شـد. وی در نـواختن سـه تـار دارای سـبک و شـیوهای مخصوص به خود بود کـه کمتـر کسـی توانسـته از عهـده تقلیـد آن برآیـد. عـده اي سـبک خـاص سـاز زدن او را مربـوط به امکانات و وسـایل صـدابرداری زمـان وی مـی داننـد. مضـراب هـای تـک سـیم و دو مضـراب هـا از مشخصـه هـای بـارز سبک وی هستند. از کارهایی که او در نوازندگی سـه تـار ایجـاد کـرد، ابـداع کـوك هـای مختلـف در سـه تـار اسـت کـه در آلبــوم کــوك ســه تــار آنهــا را عرضــه کــرده اســت. وی در رادیــو نیــز فعالیــت مــی کــرد و صــفحه هــا و کاسـت هـای زیـادی ضـبط کـرده از جملـه صـفحه آواز شـور همـراه رضـا قلـی میرزاظلـی و همچنـین تکنـوازی هـا و بداهـه نـوازی هـا و همراهـی بـا نوازنـدگان و خواننـدگان مختلـف. همنـوازی هـای او بـا غلامحسـین بنـان و محمدرضـا شجریان آثاری ماندگار در قالب برنامه گـل هـا بـه جـا گذاشـته اسـت .همه شاگردان ایشـان از قلـب رئـوف اسـتاد حکایـت مـی کننـد. یکـی از شـاگردان مـی گفـت : وقتـی اسـتاد عبـادی نماز می خواند و قنوت مـی گرفـت، حالـت روحـانی خاصـی داشـت. ایـن حالـت اسـتاد چنـان در مـن اثـر کـرد کـه مـن پرسیده و ایشان جواب دادند که از خداوند میخواهم بـه اهـل هنـر کمـال و تکامـل ببخشـد. ایـن گونـه بـود کـه اسـتاد سه تار را از خلوت بیرون آورد و معرفی کـرد. اسـتاد پیرنیاکـان مـی گفتنـد بـه همـین دلیـل اسـت کـه مـی بینـیم اکثـر نوازنده های هم دوره من که در زمان استاد عبـادی شـاگرد بودنـد و سازشـان سـه تـار نبـود سـه تـار را بـه عنـوان سـاز دوم خـود انتخـاب کردنـد و بـه آن گـرایش پیـدا کردنـد کـه مـی تـوان بـه اسـتاد علیـزاده و  استاد مشـکاتیان اشـاره کـرد. اسـتاد عبـادی بـا بزرگـانی همچـون مرحـوم اسـتاد ظلـی، مرحـوم اسـتاد بنـان، اسـتاد شـجریان، اسـتاد پـایور، اسـتاد کسـایی، اسـتاد تجویـدی و غیـره همکـاری داشـتند. ایشـان در سـال 1371 هجـري شمسـی دارفـانی را وداع گفتنـد و در امامزاده کرج دفن شدند.
 

آموزش تار و سه تار در کرج